ناصر الدين شاه قاجار
پيشگفتار 5
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
است و به اصول آن من آشناتر از شما هستم ، كسى كه بخواهد به حضور شاهنشاه برود بايد نخست ، وزير دربار را ديده و استجازه نمايد . » در حالىكه در اين سفرنامه كه وقايع تمام روزها به جز يكى دو مورد كه به خط ديگرى است ، همه به خط خود اوست ، اصلا چنين مطلبى وجود ندارد و مطابق معمول اول به زيارت حرم حضرت امام حسين ( ع ) مىرود و سپس حضرت عباس بن على ( ع ) را زيارت مىنمايد و اين نشان مىدهد كه اين داستان نيز ساخته و پرداخته اطرافيان است . شاعر بودن ناصر الدين شاه نيز بسيار معروف است ، البته او طبع شعرى داشته و گاهى بر سبيل تفنّن شعرى مىسروده است و نمونههايى از آن در ميانهء دستخطهاى او يافت مىشود . غرض از بيان اين عنوان آن است كه شعرى در ميان مرثيهخوانان و مردم رايج بوده و هست كه آن را به ناصر الدين شاه نسبت مىدهند : رفتم به كربلا به سر قبر هر شهيد * ديدم كه تربت شهدا مشك و عنبر است هريك شهيد مرقد او چهار گوشه داشت * شش گوشه يك ضريح در اين هفت كشور است پرسيدم از كسى سببش را به گريه گفت * پائين پاى قبر حسين قبر اكبر است اما در اين سفرنامه چنين شعرى عنوان نشده است ، او حتى در اين كتاب از شاعرى خود نيز سخنى به ميان نياورده است تنها در يكى دو جا بيان مىكند كه غزلهايى از ميان غزلهاى شيخ سعدى شيرازى را « منتخب » كرده است و در هنگامى كه سفر تقريبا به انتها مىرسد و هر يك از همراهان به عزم سفرى به مكه يا مدينه به راه ديگرى مىروند ، اين بيت از سعدى را مناسب حال آورده است : هريك از دايرهء جمع به جايى رفتند * ما بمانديم و خيال تو به يك جاى مقيم